صنعتیسازی در ساختوساز معمولاً با کارخانه، قطعات پیشساخته و تجهیزات مدرن شناخته میشود، اما یک نگاه متفاوت میگوید نقطه شروع میتواند بسیار سادهتر باشد؛ اینکه فرایندهای تکرارشونده یک پروژه شناسایی، ثبت و استاندارد شوند. در این نگاه، حتی یک ساختمان با روشهای متعارف ساخت نیز میتواند بخشی از فرایندهای خود را صنعتی کند؛ از مدیریت خرید و ثبت تجربههای پروژه گرفته تا کنترل کیفیت، کاهش دورریز و استفاده از دادهها برای تصمیمگیری.
به گزارش روابط عمومی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان؛ حمیدرضا فربدمنش، مدیرعامل شرکت تربت پاک، در استودیو «ساختمان فردا و انرژی» در بیستوششمین نمایشگاه صنعت ساختمان، صنعتیسازی را بیش از آنکه یک فناوری یا شیوه مشخص ساخت بداند، یک راهبرد برای افزایش بهرهوری، سرعت و کیفیت تعریف کرد.
وی با اشاره به برداشت رایج از مفهوم صنعتیسازی گفت وقتی از این واژه صحبت میشود، معمولاً تصویر کارخانهای در ذهن شکل میگیرد که قطعات ساختمان در آن تولید و سپس در محل پروژه نصب میشوند. به گفته فربدمنش، این تنها یکی از مسیرهای صنعتیسازی است و میتوان همین مفهوم را در یک ساختمان معمولی نیز دنبال کرد.
صنعتیسازی یعنی تکرارپذیر کردن کارها
فربدمنش برای توضیح این موضوع از مثالی ساده استفاده کرد: «قورمهسبزی». به گفته ویاو، اگر مقدار مواد اولیه، زمان و ترتیب انجام مراحل مشخص باشد، میتوان کیفیت غذا را در دفعات مختلف به یک سطح نزدیک کرد. در ساختوساز نیز همین منطق وجود دارد؛ منابع باید به اندازه مورد نیاز مصرف شوند، فرایندها سرعت پیدا کنند و کیفیت خروجی از حالت وابسته به فرد خارج شود.
وی تأکید کرد که یکی از نشانههای صنعتی شدن یک فرایند، مدون شدن کارهای تکرارشونده است. برای نمونه، اگر در چند پروژه مرتب درخواست خرید انجام میشود، میتوان این فرایند را به یک فرم مشخص تبدیل کرد تا نوع کالا، شرح خدمات و نیاز پروژه هر بار با یک الگوی ثابت ثبت و به پیمانکار منتقل شد.
از نظر فربدمنش، بخش مهمی از تفاوت میان یک سیستم و مجموعهای از فعالیتهای پراکنده همینجاست؛ اینکه کارها تا چه اندازه به روش مشخص انجام میشوند و آیا میتوان آنها را بدون حضور دائمی یک فرد ادامه داد یا نه.

فربدمنش در ادامه به یکی از پرسشهای کلیدی در مدیریت پروژه اشاره کرد: «اگر من نباشم، چه اتفاقی میافتد؟» در بسیاری از پروژههای ساختمانی، بخشی از دانش و تجربه در ذهن مدیر، مهندس یا سرپرست کارگاه باقی میماند. نتیجه این است که با غیبت یا خروج یک فرد، بخشی از روند کار نیز مختل میشود.
به گفته وی، ثبت تجربهها، دستورالعملها و درسآموختههای پروژه میتواند همین ساختمان سنتی را یک گام به سمت صنعتیسازی ببرد. تجربه یک پروژه، از مشکل انبار در غرفه نمایشگاهی گرفته تا شیوه انجام یک فعالیت در کارگاه، وقتی ثبت شود دیگر وابسته به حافظه فردی نخواهد بود و میتواند در پروژههای بعدی مورد استفاده قرار گیرد.
از دادههای نمایشگاه تا تصمیمگیری در پروژه
فربدمنش صنعتیسازی را حتی به مدیریت اطلاعات نیز تعمیم داد. به گفته وی، در یک نمایشگاه نیز دادههای مختلفی تولید میشود؛ از نوع مخاطبان غرفه و نیاز آنها تا نحوه آشنایی با مجموعه. این اطلاعات میتواند در یک داشبورد جمعآوری و برای مدیران قابل استفاده شود. وی تأکید کرد که صنعتیسازی یک دوگانه صفر و یک میان ساختمان سنتی و صنعتی نیست. ممکن است یک ساختمان با روشهای متعارف ساخته شود، اما بخشی از فرایندهای آن از نظر سرعت، کیفیت، مصرف منابع یا ثبت و انتقال دانش، صنعتی شده باشد.
فربدمنش همچنین میان صنعتیسازی و پیشساختهسازی تفاوت گذاشت. به گفته وی، قالب تونلی، LSF یا ICF را میتوان پلتفرمهای ساخت دانست که میتوانند سرعت ساخت را افزایش دهند، اما صنعتیسازی به یک متریال یا پلتفرم خاص محدود نمیشود. اگر راهبرد پروژه بر افزایش بهرهوری، سرعت و ایجاد کیفیت یکنواخت استوار باشد، میتوان با متریالها و روشهای مختلف به سمت صنعتیسازی حرکت کرد.
وی در پایان تأکید کرد که لازم نیست همه فرایندهای یک پروژه یکباره تغییر کنند. حتی اگر بخشی از فعالیتها، مثلاً ۲۰ درصد فرایندهای یک مجموعه، سیستماتیک و تکرارپذیر شوند، همین تغییرات کوچک میتوانند در کنار هم مسیر پروژه را به سمت صنعتیتر شدن پیش ببرند؛ مسیری که با ورود نسل جدید نیروی کار و ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، امکان توسعه بیشتری پیدا کرده است.





