بازتعریف نقش اعضا در انجمن با توزیع اختیار و تمرکز سیاستگذاری
جعفر قرائتیستوده، رئیس انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان
یکی از تفاوتهای مهم انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان با بسیاری از تشکلهای حرفهای، در نوع نگاه به ساختار داخلی و نحوه مشارکت اعضا در فرآیند تصمیمسازی و فعالیتهای انجمن است؛ تفاوتی که شاید در ظاهر، صرفاً به تعداد جلسات یا ترکیب کمیسیونها مربوط باشد، اما در واقع ریشه در یک مدل متفاوت از اداره تشکل دارد.
در این انجمن تلاش شده است کمیسیونها صرفاً محلی برای برگزاری جلسات و تبادل نظر نباشند، بلکه به بازوی کارشناسی، اجرایی و تخصصی انجمن تبدیل شوند؛ به گونهای که ظرفیت تخصصی اعضا در ساختار رسمی انجمن به کار گرفته شود و ایدهها و پیشنهادهای آنان امکان تبدیل شدن به برنامه و اقدام عملی پیدا کند.
از این منظر، انجمن تلاش کرده است میان تمرکز در سیاستگذاری و استقلال در اجرا تعادل ایجاد کند؛ یعنی چارچوبهای کلان، سیاستها و مصوبات توسط هیأتمدیره تعیین شود، اما کمیسیونها و کارگروهها در محدوده اختیارات مصوب، امکان پیگیری مستقل موضوعات تخصصی خود را داشته باشند.
همچنین در جلسات هیات مدیره علاوه بر اعضای اصلی، اعضای علی البدل و روسای کمیسیون های تخصصی انجمن نیز حضور دارند که عامل هم افزایی بیشتر و توجه به خرد جمعی در تصمیمگیریها است. در این ساختار، جلسات هیأتمدیره تنها محل تصمیمگیری نیست. علاوه بر جلسات هیأتمدیره، جلسات هیأت اجرایی نیز با حضور رئیس، دبیر، مدیر داخلی، رؤسای کمیسیونها و حسب موضوع، میهمانان و صاحبنظران دعوتشده برگزار میشود. چنین ساختاری باعث میشود فاصله میان تصمیمگیران انجمن و بدنه تخصصی آن کاهش پیدا کند و موضوعات از مسیر کارشناسی خود به فرآیند تصمیمگیری وارد شوند.
یکی دیگر از ویژگیهای این مدل، اعطای اختیار مشخص به رؤسای کمیسیونهاست. در انجمن، رؤسای کمیسیونها در چارچوب اختیارات تعیینشده، امکان مکاتبه با امضای خود را دارند. این موضوع در ظاهر شاید یک اختیار اداری به نظر برسد، اما در عمل معنای مهمتری دارد: مسئولیت بدون اختیار ایجاد نمیشود.
وقتی کمیسیونی در برابر یک موضوع تخصصی مسئول است، باید بتواند در چارچوب سیاستهای انجمن، موضوع را دنبال کند، مکاتبه کند، مذاکره کند و نتیجه را برای تصمیمگیری نهایی به انجمن بازگرداند. در غیر این صورت، کمیسیونها به جلساتی تشریفاتی تبدیل خواهند شد که خروجی آنها صرفاً صورتجلسه است.

در این مدل، تولید محتوا، طرحها و پیشنهادهای تخصصی نیز صرفاً در سطح دفتر مرکزی انجمن شکل نمیگیرد. موضوعات توسط کمیسیونها و کارگروههای تخصصی بررسی، تدوین و آماده میشوند و پس از تصویب هیأتمدیره، اجرای آن به همان مجموعه تخصصی بازگردانده میشود. این چرخه اهمیت زیادی دارد:
ایده در کمیسیون شکل میگیرد؛
در کارگروه تخصصی پرورش پیدا میکند؛
در هیأتمدیره بررسی و تصویب میشود؛
و دوباره به همان بدنه تخصصی برای اجرا بازمیگردد.
به این ترتیب، کمیسیون نه صرفاً محل ارائه پیشنهاد، بلکه بخشی از زنجیره ایده تا تصمیم و تصمیم تا اجرا است. این رویکرد یک مزیت دیگر نیز ایجاد میکند: انجمن میتواند از ظرفیت کارشناسی اعضای خود به شکل مستمر استفاده کند. در یک تشکل حرفهای، بزرگترین سرمایه فقط ساختمان، دبیرخانه یا حتی تعداد اعضا نیست؛ دانش، تجربه و ارتباطات حرفهای اعضاست. اگر این سرمایه در ساختار انجمن فعال نشود، بخش بزرگی از ظرفیت تشکل عملاً بلااستفاده باقی میماند.
از همین منظر، حضور انجمن در نهادها، سازمانها، ادارات کل وزارت راه و شهرسازی و تشکلهای فرادست را نیز میتوان بخشی از همین مدل دانست. حضور مؤثر در چنین ساختارهایی زمانی ارزشمند است که انجمن بتواند موضوعات و پیشنهادهای کارشناسی خود را به میز تصمیمگیری برساند و از سوی دیگر، ظرفیت تخصصی اعضای خود را در فرآیندهای ملی و فراتشکلی به کار گیرد.
معرفی کارشناسان و متخصصان توانمند عضو انجمن برای حضور در کارگروهها و کمیسیونهای تخصصی نهادهای دولتی و فرادست، از جمله در موضوعاتی مانند نظام فنی و اجرایی و تدوین طرح جامع مدیریت صنعت ساختمان، نمونهای از همین ظرفیتسازی است.
در واقع، هدف فقط این نیست که انجمن سخنگوی اعضای خود باشد؛ بلکه باید بتواند اعضای توانمند خود را به بخشی از فرآیند تصمیمسازی صنعت ساختمان تبدیل کند.
البته این مدل، یک الزام مهم هم دارد: اختیار باید همراه با پاسخگویی باشد. استقلال کمیسیونها به معنای فعالیت جزیرهای یا موازیکاری با انجمن نیست. کمیسیون باید در چارچوب اساسنامه، مصوبات هیأتمدیره، سیاستهای انجمن و اختیارات تفویضشده حرکت کند و در برابر عملکرد خود نیز پاسخگو باشد.
بنابراین آنچه اهمیت دارد، نه تمرکز کامل و نه استقلال کامل است؛ بلکه حکمرانی شبکهای در درون انجمن است؛ مدلی که در آن هیأتمدیره سیاستگذاری و نظارت میکند، دبیرخانه هماهنگی و پشتیبانی را بر عهده دارد و کمیسیونها و کارگروهها دانش تخصصی و ظرفیت اجرایی خود را به میدان میآورند.
اگر این مدل به درستی ادامه پیدا کند، انجمن میتواند از یک تشکل صرفاً صنفی و مطالبهگر، به یک نهاد تخصصی مؤثر در تصمیمسازی صنعت ساختمان تبدیل شود؛ نهادی که هم برای اعضای خود ارزش واقعی ایجاد میکند و هم برای حاکمیت و سایر نهادهای تصمیمگیر، یک شریک کارشناسی قابل اتکا خواهد بود.
مزیت اصلی چنین انجمنی در تعداد کمیسیونها یا تعداد جلسات آن نیست؛ در این است که عضو احساس کند حضور او میتواند به ایده، ایده میتواند به تصمیم و تصمیم میتواند به اقدام تبدیل شود.





