چرا مبحث ۱۹ به ناترازی انرژی نرسید؟
با وجود گذشت چند دهه از تدوین مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، بخش قابل توجهی از ساختمانهای کشور همچنان انرژی را با اتلاف بالا مصرف میکنند. احمدرضا طاهری اصل، نایبرئیس کمیسیون انرژی شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور، در گفتوگو در استودیو «ساختمان فردا و انرژی» بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی صنعت ساختمان، ریشه این وضعیت را فقط در قیمت پایین انرژی نمیداند و معتقد است کیفیت ساختوساز و نحوه ارزشگذاری ساختمان نیز در شکلگیری این شرایط مؤثر بوده است.
به گزارش روابط عمومی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان؛ طاهری اصل با اشاره به هشدارهایی که درباره رسیدن کشور به نقطه ناترازی انرژی مطرح میشد، گفت از سال ۱۴۰۴ فاصله میان تولید و مصرف میتوانست به مرحلهای برسد که آثار آن در زندگی روزمره نمایان شود. به گفته وی، مبحث ۱۹ از حدود سال ۱۳۷۰ وارد مقررات ساختمان شد، اما در طول این سالها آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفت و نتیجه آن شکلگیری ساختمانهایی است که بخش قابل توجهی از انرژی را در فرایند مصرف از دست میدهند.
وی تأکید کرد ارزان بودن انرژی تنها عامل این وضعیت نیست. اگر ارزشگذاری ساختمان بر مبنای کیفیت و اصول صحیح ساختوساز انجام میشد، امروز بخشی از مشکلات موجود در حوزه انرژی قابل پیشگیری بود. از نگاه طاهری اصل، موضوعاتی مانند کیفیت پوسته خارجی ساختمان، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، پایش و کنترل مصرف و انتخاب سطوح شفاف مناسب باید در ارزیابی کیفیت ساختمان جایگاه جدیتری پیدا میکردند.
۶۱ درصد تلفات؛ سهم پوسته و پنجرهها
بخش دیگری از این گفتوگو به پوسته ساختمان رسید؛ جایی که به گفته طاهری اصل، ظرفیت فنی لازم برای کاهش اتلاف انرژی در کشور وجود دارد. وی معتقد است کمبود فناوری یا مصالح مناسب، مانع اصلی اجرای الزامات انرژی در پوسته ساختمان نیست.
به گفته طاهری اصل، در بازار، هم پوستههای پیشساخته و مدولار با ویژگی عایقی وجود دارد و هم انواع عایقها و جدارههایی که میتوانند مقاومت حرارتی مورد نیاز مبحث را تأمین کنند. همچنین میتوان با استفاده از المانهای تکمیلی، عملکرد حرارتی پوسته را افزایش داد.
وی سهم پوسته پیرامونی ساختمان در تلفات انرژی را حدود ۳۶ درصد عنوان کرد و افزود با در نظر گرفتن پنجرهها، این سهم به حدود ۶۱ درصد میرسد. به گفته طاهری اصل، برای بخش قابل توجهی از این میزان اتلاف، هم مصالح مناسب، هم شیشههای کارآمد و هم عایقهای مورد نیاز در دسترس است؛ بنابراین مسئله اصلی را باید در جای دیگری جستوجو کرد.
اختلاف منافع سازنده و بهرهبردار
از نگاه طاهری اصل، یکی از موانع اصلی استفاده از این ظرفیتها، تفاوت منافع سازنده و بهرهبردار است. سازنده هزینه مصالح و اجرای پروژه را در زمان ساخت میپردازد، در حالی که بخش مهمی از منفعت ساختمان باکیفیت در سالهای بهرهبرداری و از طریق کاهش هزینههای مصرف انرژی به بهرهبردار میرسد.
وی توضیح داد که همین تفاوت باعث میشود استفاده از مصالح باکیفیتتر و راهکارهای کاهش مصرف، لزوماً برای سازنده جذابیت اقتصادی کافی نداشته باشد؛ در حالی که بهرهبردار به ساختمانی نیاز دارد که هزینه کمتری در دوره بهرهبرداری به او تحمیل کند.
طاهری اصل راه برقراری این تعادل را در افزایش ارزش اقتصادی ساختمان باکیفیت میداند؛ به این معنا که سازنده بتواند کیفیت بالاتر ساختمان را بهعنوان یک ارزش قابل شناسایی در بازار عرضه کند. وی «پلاکدهی ساختمانها» و برندسازی را از جمله راهکارهایی دانست که میتواند کیفیت ساختمان را برای بازار قابل تشخیصتر کند و به سازنده نشان دهد هزینهای که برای ارتقای کیفیت و کاهش مصرف انرژی میپردازد، در ارزش نهایی ساختمان نیز بازتاب پیدا خواهد کرد.





