در بازار ساختمان، هزینه ساخت معمولاً در نقطه تحویل پروژه سنجیده میشود؛ در حالی که برای بهرهبردار، بخش مهمی از هزینهها تازه پس از تحویل آغاز میشود. مصرف برق و گاز، هزینه نگهداری تأسیسات و کیفیت عملکرد ساختمان میتواند در سالهای بعد، تفاوت قابلتوجهی میان دو ساختمان با ظاهر و قیمت اولیه مشابه ایجاد کند. حسن شیخالاسلامی، مدرس دانشگاه و فعال صنعت ساختمان در حوزه مدیریت پیمان و مشاوره ساخت، در استودیو «ساختمان فردا» بر ضرورت تغییر این نگاه و توجه به اقتصاد دوره بهرهبرداری تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان؛ در پروژههای بزرگ، مسئله مصرف انرژی تا حدی از طریق تعریف نقش حرفهای «بهرهبردار» قابل مدیریت است. شیخالاسلامی معتقد است تجربه کشورهای پیشرفته نشان میدهد بهرهبردار میتواند از ابتدای پروژه در فرآیند تصمیمگیری حضور داشته باشد و حتی پیش از خرید یا اجرای پروژه، الزامات خود را درباره نحوه طراحی و عملکرد ساختمان تعیین کند. به این ترتیب، آنچه در زمان ساخت بهعنوان هزینه اضافه برای تأسیسات مکانیکی، الکتریکی یا زیرساختهای مرتبط با بهرهوری انرژی پرداخت میشود، با هدف کاهش هزینههای دوره بهرهبرداری تعریف خواهد شد.
در ایران نیز در برخی پروژههای بزرگ، سازنده همزمان نقش بهرهبردار را برعهده میگیرد. همین موضوع باعث میشود نگاه او به سرمایهگذاری اولیه تغییر کند؛ زیرا هزینهای که در مرحله ساخت برای ارتقای تأسیسات و زیرساختها میپردازد، در سالهای بعد از طریق کاهش هزینههای بهرهبرداری و افزایش کیفیت عملکرد پروژه قابل جبران است.
این منطق در پروژههای کوچکتر کمتر دیده میشود. از نگاه شیخالاسلامی، بخشی از سازندگان به دلیل آنکه افزایش هزینههای اولیه میتواند حاشیه سود پروژه را کاهش دهد، انگیزه کافی برای چنین سرمایهگذاریهایی ندارند. با این حال، او یک استثنا را هم مطرح میکند: «برندینگ و نگاه بلندمدت سازنده». سازندهای که بخشی از سود کوتاهمدت خود را صرف ارتقای کیفیت انرژی و رفاه پروژه کند، میتواند این ویژگی را به مزیت رقابتی تبدیل کند؛ بهویژه اگر ساختمان او در یک منطقه به نمونهای شناختهشده از کیفیت و هزینه پایینتر بهرهبرداری تبدیل شود.

رتبه انرژی باید برای خریدار معنا داشته باشد
مسئله دیگر، نبود یک سازوکار روشن برای انتقال کیفیت انرژی ساختمان به خریدار است. اگر ساختمانی با سرمایهگذاری بیشتر، طراحی و تجهیزات کارآمدتری داشته باشد، خریدار باید بتواند این تفاوت را در زمان انتخاب ملک تشخیص دهد و برای آن ارزش اقتصادی قائل شود.
شیخالاسلامی، رتبهبندی ساختمانها را یکی از ابزارهای ایجاد چنین تمایزی میداند. به گفته وی، در بسیاری از کشورها، ساختمانها بر اساس عملکرد انرژی رتبهبندی میشوند و حتی شرکتهای بیمه نیز متناسب با این رتبه، شرایط متفاوتی برای تضمین یا بیمه پروژه در نظر میگیرند. در نتیجه، رتبه انرژی از یک عنوان فنی به عاملی اقتصادی در تصمیم خرید تبدیل میشود؛ خریدار ممکن است برای ساختمان با رتبه بالاتر هزینه بیشتری بپردازد، اما در مقابل انتظار دارد در دوره بهرهبرداری، هزینه انرژی پایینتر و سطح رفاه بالاتری داشته باشد.
این سازوکار در ایران با یک تفاوت مهم روبهرو است: قیمت انرژی نسبت به بسیاری از کشورها پایینتر است و همین مسئله انگیزه اقتصادی سرمایهگذاری در بهرهوری را برای سازنده و خریدار کاهش میدهد. بنابراین، تا زمانی که هزینه انرژی در تصمیم اقتصادی پروژه دیده نشود، توجیه سرمایهگذاری اولیه برای بسیاری از سازندگان دشوار خواهد بود.
نمایشگاه؛ نقطه اتصال فناوری و طراحی
شیخالاسلامی در ادامه، نقش نمایشگاههای تخصصی ساختمان را نیز فراتر از عرضه محصول میداند. به اعتقاد وی، ارزش چنین رویدادهایی زمانی شکل میگیرد که معمار، مهندس سازه و متخصصان برق و مکانیک با فناوریها و مصالح جدید آشنا شوند و این شناخت را وارد فرآیند طراحی کنند.
معمار باید بتواند ویژگیهای متریال و فناوری جدید را در کانسپت و طراحی معماری لحاظ کند؛ مهندس سازه باید قابلیتهای فنی آن را بشناسد و مهندسان برق و مکانیک نیز فناوریهای جدید را از نظر قیمت، کیفیت و کارایی ارزیابی کنند. به این ترتیب، فناوری زمانی از فضای نمایشگاه به ساختمان منتقل میشود که از ابتدا در طراحی دیده شده باشد، نه اینکه پس از پایان طراحی به پروژه اضافه شود.
از نگاه شیخالاسلامی، ظرفیت فنی و مصالح لازم برای ساخت ساختمانهای کممصرف تا حد زیادی در بازار وجود دارد. چالش اصلی، پیوند دادن این ظرفیت با تصمیمهای طراحی و اقتصادی پروژه است؛ جایی که سازنده باید هزینه اولیه را در برابر کیفیت و هزینه سالهای بهرهبرداری بسنجد و خریدار نیز بتواند ارزش این تفاوت را در قیمت و عملکرد ساختمان تشخیص دهد.





