محمد بروجردی، مدیرعامل مرکز نوآوری مهندسی و ساخت بیلدزآپ، از ضرورت شکلگیری اکوسیستم نوآوری در ساختمان و پیوند میان دانشگاه، صنعت و سرمایه گفت
صنعت ساختمان با مجموعهای از مشکلات قدیمی و انباشته روبهروست؛ از هدررفت مصالح و انرژی و کمبود نیروی ماهر تا تأخیر در پروژهها، پایین بودن بهرهوری، ناترازی عرضه و تقاضا و دشواری تأمین مالی. در مقابل، فناوری، سرمایه و ظرفیت دانشگاهی نیز در کشور وجود دارد. پرسش اصلی این است که چرا این ظرفیتها هنوز نتوانستهاند به اندازه کافی به حل مسائل صنعت منجر شوند؟
به گزارش روابط عمومی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان؛ محمد بروجردی، مدیرعامل مرکز نوآوری مهندسی و ساخت بیلدزآپ، در یکی از نشستهای «ساختمان فردا» در بیستوششمین نمایشگاه صنعت ساختمان، پاسخ این فاصله را در نبود یک اکوسیستم نوآوری در صنعت ساختمان دانست؛ اکوسیستمی که بتواند میان ایده و فناوری، صنعت و بازار ارتباط برقرار کند.
از قنات تا ساختمان هوشمند
بروجردی برای توضیح ظرفیت تاریخی ایران در حل مسائل پیچیده، از زیرساختهای مهندسی گذشته کشور مثال زد؛ از تخت جمشید و مسیر شاهی گرفته تا بادگیرها، قناتها و سازههای آبی شوشتر. به گفته وی، اهمیت این نمونهها فقط در شکوه تاریخی آنها نیست. وجه مشترکشان، مواجهه با محدودیت و استفاده از خلاقیت و نوآوری برای ایجاد امکان زیست و توسعه بوده است.
قناتها نمونهای از همین سازگاری با محدودیتهای طبیعی هستند؛ زیرساختی که امکان آبادانی بخشهایی از مناطق خشک و کمآب را فراهم کرد. بروجردی با اشاره به قنات گناباد با طول حدود ۳۳ کیلومتر و عمق حدود ۳۰۰ متر و همچنین سازههای آبی شوشتر، این تجربه تاریخی را به مسئله امروز صنعت ساختمان پیوند داد: محدودیتها زمانی میتوانند به محرک نوآوری تبدیل شوند که برای آنها راهحل تازه ساخته شود.
از نگاه وی، صنعت ساختمان امروز نیز با مجموعهای از محدودیتهای جدی مواجه است؛ مشکلاتی که از کیفیت و طول عمر ساختمانها و هدررفت مصالح تا اتلاف انرژی، کمبود نیروی ماهر، ناترازی عرضه و تقاضا و تأمین مالی را دربرمیگیرد. در چنین شرایطی، ادامه روشهای متعارف ساخت نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای صنعت باشد.

بروجردی معتقد است مشکل را نمیتوان فقط در کمبود فناوری جستوجو کرد. سرمایه، دانش، دانشگاه و فناوری در کشور وجود دارند، اما میان این ظرفیتها و بدنه صنعت ارتباط کافی شکل نگرفته است. به گفته وی، حلقه مفقوده، ارتباط میان ایدههای نوآورانه، صنعت و بازار است. بسیاری از ایدهها و فناوریهای جدید در مرحله اجرا با مسئله مواجه میشوند؛ زیرا هنوز برای نیاز واقعی صنعت ترجمه نشدهاند یا مسیر مشخصی برای ورود آنها به بازار وجود ندارد.
در همین نقطه، نقش مراکز نوآوری از نگاه بروجردی معنا پیدا میکند؛ شناسایی مسائل واقعی صنعت، پیدا کردن تیمهای فناور برای حل آنها، ایجاد ارتباط با بنگاهها و در مرحله بعد، فراهم کردن امکان سرمایهگذاری و تجاریسازی. وی فعالیت مرکز نوآوری مهندسی و ساخت بیلدزآپ را نیز در همین مسیر تعریف کرد؛ مرکزی که تلاش دارد میان دانشگاه، شرکتهای بزرگ و سرمایهگذاران خطرپذیر ارتباط برقرار کند.
ساختمان فراتر از زمین، سازه و تأسیسات
یکی از تغییرات مهمی که بروجردی در نگاه به صنعت ساختمان مطرح کرد، تغییر تعریف خود «ساختمان» است. در نگاه سنتی، ساختمان بیشتر از منظر زمین، معماری، سازه، تأسیسات و تجهیزات دیده میشد. اما در رویکرد جدید، ساختمان مجموعهای پیوسته از داده، انرژی، تجهیزات، خدمات و انسان است. این تغییر نگاه از مرحله ایده آغاز میشود و تا پایان عمر ساختمان ادامه پیدا میکند. طراحی، ساخت، راهاندازی، بهرهبرداری و حتی تخریب و پایان عمر سازه، همگی بخشی از یک چرخه بههمپیوستهاند که در هر مرحله داده تولید میکند.
به اعتقاد بروجردی، اگر این دادهها و فرایندها در طول چرخه عمر ساختمان به یکدیگر متصل شوند، امکان تصمیمگیری دقیقتر و افزایش بهرهوری فراهم میشود. فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، فناوریهای دیجیتال، مصالح هوشمند و سیستمهای سایبرفیزیکی نیز در همین نقطه میتوانند نقش خود را ایفا کنند. اما تأکید او بر یک تفاوت مهم است؛ اینکه فناوری بهتنهایی نوآوری نیست. مسئله اصلی این است که فناوری چگونه به یک نیاز واقعی صنعت پاسخ میدهد و چگونه میتواند در بازار به محصول یا خدمت تبدیل شود.
مرکز نوآوری مهندسی و ساخت بیلدزآپ برای شکل دادن به این ارتباط، مدلی سهضلعی را دنبال میکند: دانشگاه و مراکز دانشی، بنگاهها و شرکتهای بزرگ و سرمایهگذاران خطرپذیر. بروجردی از همکاری با دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه صنعتی امیرکبیر، ارتباط با شرکتهای بزرگ و مجموعههایی مانند کیسون و همچنین همکاری با بانک پاسارگاد و گروه مالی آن و شرکت شناسا بهعنوان بخشهایی از این شبکه نام برد. هدف این مدل، ایجاد مسیری برای شکلگیری و رشد استارتآپهایی است که مسئله واقعی صنعت را هدف قرار میدهند. در این مدل، استارتآپ قرار نیست فقط یک ایده فناورانه داشته باشد؛ ایده باید بتواند در صنعت آزمایش شود، قابلیت اجرایی پیدا کند و در نهایت به محصول یا خدمتی تجاری تبدیل شود.

از ساختمان پایدار تا شهر هوشمند
بروجردی حوزه فعالیت مرکز نوآوری را به ساختمان محدود نمیکند و از حرکت به سمت شهرهای هوشمند، سیستمهای یکپارچه و ساختمانهای پایدار بهعنوان دیگر محورهای مورد توجه این مجموعه نام برد.
در بخش ساختمان پایدار نیز موضوع کیفیت سازه، صنعتیسازی، ساختمانهای سبز و ساختمانهای با عملکرد بالا مطرح است. حرکت به سمت ساختمانهایی با مصرف انرژی پایین، انرژی صفر یا امکان تبادل مناسب انرژی، بخشی از این مسیر است؛ مسیری که به گفته او باید همزمان با تحول در طراحی، اجرا، زنجیره تأمین و استفاده از مصالح پیشرفته دنبال شود.
یکی از بسترهای مهم این تحول نیز دیجیتالسازی و یکپارچهسازی اطلاعات در طول چرخه عمر ساختمان است. در چنین رویکردی، اطلاعات فقط در یک مرحله از پروژه باقی نمیماند و میتواند میان طراحی، ساخت و بهرهبرداری جریان پیدا کند.
یکی از نمونههایی که بروجردی در این رویداد مطرح کرد، فعالیت «استارتآپ استودیو» در دانشگاه صنعتی امیرکبیر بود؛ مدلی که ابتدا نیازهای صنعت را شناسایی میکند و سپس بر اساس همان نیازها، تیم تشکیل میدهد، روی آن سرمایهگذاری میکند و مسیر رشد استارتآپ را پیش میبرد.
نمونهای از این رویکرد، مسئله ماشینآلات و تجهیزات راهسازی است. در کشور حجم بزرگی از این تجهیزات در اختیار شرکتها و مالکان مختلف قرار دارد، اما میان ظرفیت موجود و پروژههایی که به این تجهیزات نیاز دارند، ارتباط یکپارچهای وجود ندارد.
بر همین اساس، تیمی برای ایجاد یک پلتفرم ارتباطی میان تجهیزات موجود و نیاز پروژهها شکل گرفته است؛ بستری که میتواند حوزههایی مانند اجاره، خرید، خدمات، نگهداری و پایش ماشینآلات را پوشش دهد. همزمان، یک مسیر مبتنی بر هوش مصنوعی نیز برای این حوزه در حال طراحی است.
این نمونه از نگاه بروجردی نشان میدهد که استارتآپ موفق الزاماً از یک فناوری پیچیده آغاز نمیشود؛ میتواند از یک مسئله روشن و حلنشده در صنعت شروع شود و سپس فناوری برای حل آن به کار گرفته شود.

سرمایهگذاری خطرپذیردر صنعت ساختمان
بروجردی در بخش دیگری از ارائه خود به نقش سرمایهگذاری خطرپذیر در صنعت ساختمان پرداخت؛ حوزهای که به گفته وی تا همین سالهای اخیر حضور پررنگی در این صنعت نداشت، اما اکنون نیاز به آن بیشتر احساس میشود. مدل مورد نظر بیلدزآپ نیز سرمایهگذاری صرف روی پروژههای ساختمانی متعارف نیست. تمرکز اصلی بر پروژهها و کسبوکارهایی است که از ویژگی نوآورانه یا فناورانه برخوردار باشند و بتوانند مسئلهای مشخص از صنعت را حل کنند.
در این مدل، حتی ایدههای اولیه نیز میتوانند وارد فرایند ارزیابی و توسعه شوند؛ مشروط به اینکه مسئله، ارزش پیشنهادی و مسیر تبدیل ایده به محصول یا خدمت روشن باشد. در ادامه نیز امکان شتابدهی، تشکیل تیم، توسعه محصول و سرمایهگذاری خطرپذیر وجود دارد.
بروجردی در پاسخ به نمونههایی از فناوریهای ساختمانی نیز از آمادگی برای بررسی ایدههایی مانند ملاتهای پیشرفته، بلوکهای قفلشونده و سیستمهای مدولار سازهای گفت؛ البته به شرط آنکه فناوری دارای مزیت مشخصی باشد و بتواند مسئلهای واقعی در صنعت را حل کند. از نگاه وی، فناوری زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که بتواند از آزمایشگاه و تیم فناور عبور کند و در صنعت به کار گرفته شود. همین مسیر است که میتواند فاصله میان «ایده» و «کسبوکار» را کوتاه کند.
در چنین مدلی، نوآوری دیگر یک فعالیت جانبی در صنعت ساختمان نیست؛ بخشی از زنجیره توسعه آن است. دانشگاه مسئله و دانش را وارد این زنجیره میکند، صنعت نیاز و امکان اجرا را در اختیار میگذارد و سرمایه، امکان عبور ایده از مرحله نمونه اولیه تا توسعه بازار را فراهم میکند. بیلدزآپ تلاش میکند این سه جریان را در یک مسیر مشترک قرار دهد.





